به نام خدا
سلام سلام سلام سلام.
بابا شما ها دیگه خیلی باحالید.بچه ها دیگه نمیشه چت کنید!چون با این حرفاتون روی نرو بنده پیاده روی می کنید!
بچه ها می دونید چیه؟به خاطر مدرسه ها٬کامپیوترم باهام لج کرده٬اینترنتم وصل نمیشه!اما الآن از خونه ی دوستم براتون آپ می کنم٬توی مدرسه هم اگه بتونم می پیچونم با اینتر نت مدرسه میرم{البته ناظم اگه بفهمه منو خفه می کنه!}
ایناس عزیز٬توی می تونی بیای پیش دائی امیر سام٬دکتر فوق العاده ای هستش٬روان پزشکه و کارش حرف نداره!برو پیشش یکم از کمبودات برطرف شه!الهی برات بمیرم عزیزم...
بچه ها٬به خدا منم برای ماه محبوب ناراحتم اما به خدا کاری از دستمون بر نمیاد جز اینکه بیایم حالی ازشون بگیریم که خودشونم بمونن!بچه ها نبینید٬ماه محبوب نبینید تا حالشون گرفته بشه.بگید کسی هم نبینه.نبینید و اس ام اس بدید که برنامه تون چرت شده و از این حرفا اما شخصیت خودتون و محسن افشانی رو زیر سوال نبرید.چون کاملا ضایع هستش که فقط آدمایی توی سن و سال ما اینکار ها رو می کنن.روی اس ام اس های منم حساب نکنید.من همینطوریش ۲۰۰۰۰ تومن پول اس ام اس هام میاد٬همینم مونده به ماه محبوب اس ام اس بزنم تا بابام رسما گوشی رو از دستم بگیره!
اما من سعی می کنم تا آخر تابستون نامه مو پست کنم٬اما بدونید که شخصیت خودمو حفظ می کنم و هیچوقت نمیام بگم محسن و از این حرفا.با اینکه این احسان علیخانی هیچ گلی به سر برنامه نزده و به نظر من جو جالب و خاصی که محسن افشانی بوجود آورده بود رو از بین برده٬اما خدا وکیلیش یه کم فکر کنید اگه محسن افشانی سر اون برنامه ی اون آقا عباسی که معتاد بود٬مجری بود٬برنامه چقدر فرق داشت.نمیگم بد اجرا می کردا٬اما دارم میگم خیلی فرق داشت.
من نمیدونم این مدیران صدا و سیما چی بهشون میرسه که به قول اون نویسنده ی روزنامه ی اعتماد٬طی ۱ پیام بازرگانی و ۱ اخبار ورزشی٬جای مهمون و مجری رو عوض کنن...مثلا میخوان بگن خیلی قادریم؟بابا دیگه با ما که دیگه نه.بچه ها به قول پارمیدا٬خدا اشکای یه دل شکسته رو بی جواب نمیذاره.منتظر اشکای احسان علیخانی و کسایی که اینطوری می خواستن بگن آسون می تونن محسن افشانی و طرفداراش رو بشکنن٬باشید...
بچه ها به خدا مسنجر ندارم٬به قرآن ندارم...نــــــــــدارم!
قربون همتون برم٬اومديم و ما شماره ي محسن افشاني رو داديم به شما٬مي خواين چيكار كنين؟شماها كه بيشترتون من شرط مي بندم صداي محسن رو از پشت گوشي بشنويد سكته رو رد كنيد!
ايناس جان٬نه سه شماره ي اول محسن ۰۹۱ نيست٬ ۰۹۱ هستش!جدا چند روز اون مغزت رو الاف كردي تا اينو فهميدي؟نوجوون تو سن و سال تو براش مايه ي افته كه اينطوري براي پيدا كردن محسن بياد خودشو خفه كنه ها...!
بچه ها بريد وبلاگ سارا٬يه متن قشنگ از روزنامه اعتماد نوشته.واقعا خوب نوشته.
ديگه عرضي نيست جز اينكه دوستون دارم.
نمي دونم ماه محبوبتون عسل؟!؟! همون كه احسان آخر برنامه ميگه!
[ ]
+ نوشته شده در ساعت12:4 توسط آیناز تنهـــــا
بیا شمع هارو فوت کن تا صد سال زنده باشی...
تولد تولد....
ســـــــلام.کیوان جون تولـــدت مبارک٬ایشالله صد و بیست سال زنده باشی و هنرمند ما باشی!!!!
تولد تولد تولدت مبارک...تولد تولد تولدت مبارک...کیوان جون ایشالله زیز سایه ی پدر و مادر و خانواده بهترین ها رو داشته باشی.
اینم یه کادوی نا قابل از طرف خودم:

قابل نداره کیوان جون٬دیگه ببخشید اگه خوشت نیومد...
بچه ها به مناسبت تولد کیوان جون٬میخوایم چت کنیم.توی نظرات همین پست.تولدشو براش بگیریم.
همه گی می تونین کادوهاتونو بهش همینجوری بدید.
کیوان جون دوست داریم...خیلی زیاد...ما هوادارات تا آخرش هواتو داریم.
دوست داریم قدر مهربونیات...قدر معرفتت٬هواتو داریم مطمئن باش![]()
قلب ما مال تو!
به خدا روم نشد بزنگم بهت بگم تولدت مبارک٬اما اینطوری که میشه:
تولــــــدت مبــــــــــارک....تولـــــدت مبارک
منتظرتونم بچه ها!

این کادوی محسن و سیاوش برای کیوان!
اینم فسقلی خانوم ما برای کیوان٬از طرف انجمن.



اینم از کادوهای البرز جون.فداتون بشم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت20:8 توسط آیناز تنهـــــا
جواب عزیز دلم٬پانیذ:
پانیذ جون٬بابت توجه ات ممنونم عزیزم
.نه تناقض ندارن
.من ننوشتم سر برنامه مامانم منو انداخت بیرون
نوشتم اینقدر گریه کردم که مامانم منو از خونه انداخت بیرون
که این قضیه اش هیچ ربطی به برنامه نداره و گریه هام فقط برای فریده بود!
بله اتفاقا من تا ۷:۱۵ پریروز شهر کتاب بودم٬یعنی می خواستم برم مال نیاوران که بنا به دلایلی منتفی شد و نشد که بریم که من ۷:۱۵٬دقیقا جایی که تیتراژ ماه عسل رو دادن رسیدم خونه که بنا بر همون دلیله که گفتم مامانم از خونه انداختتم بیرون٬رفتم سوییت پایین خونمون نشستم برنامه رو دیدم و اتفاقا به سیاوش هم با اون موهای عجیب و غریبش کلی خندیدم!![]()
نه من هیچوقت نگفتم ۶-۵ سال پیش محسن رو دیدم چون اون موقع من بچه بودم٬راستش اینه که من اصلا محسن رو توی افسریه ندیدم و من محسن رو جلو خونه ی دوستم٬همون موقع که آستانه پخش میشد دیدم و نگفتم خونه ی محسن اینا افسریه اس٬چون مطمئن نبودم و نیستم{چون خونه شون اصلا افسریه فکر نکنم باشه!
}واینکه سارا دختر دائی من با خواهرش توی خونه مجردی توی میدون ونک زندگی می کنن و خونه ی مامانش اینا توی افسریه س و هیچوقت ننوشتم سارا همسایه ی محسنه٬شاید اون موقع که فکر می کردم خونشون افسریه س به این منظور که توی افسریه همساین همچین چیزی نوشتم وگرنه من به هیچ عنوان همچین چیزی ننوشتم٬شاید اشتباه برداشت کردی
.
تا ۸ امشب بای
[ ]
+ نوشته شده در ساعت18:51 توسط آیناز تنهـــــا
بچه ها مشکلتون رو حل می کنم٬اگه گره اش به دست من باز میشه.بچه ها کسانی که اسکنر دارن لطف کنن از جد و آبادشون امضا جمع کنن و برای من بفرستن٬من تمام سعی خودمو می کنم اما می دونم بی نتیجس٬محسن بر نمیگرده٬اما حداقل اینقدر تحریکشون می کنیم تا محسن رو ۲ شب آخر ماه رمضان بیارن پیشمون.این تنها کمکیه که از دستم بر میاد اونم چون نمی تونم ببینم اینقدر براش زجه می زنید.
بهاره خانوم٬من با زرس قاطع میگم٬محسن برای خودش خوشگله٬من برای مامان و بابام!دلیلی نداره چون گفتم ته چهره ی محسن رو دارم من و محسن کپی برابر اصل باشیم.نه٬بیشتریا در نگاه اول که می بیننم٬میگن شبیه محسن افشانی هستی٬منم منتقل کردم...
به انسانیت تعهد دادم٬پس تا پس فردا وقت دارید امضاهاتونو برام بفرستید٬منم متن رو براتون میذارم توی وبلاگ...
این تنها کمکی هستش که از دستم برمیاد.
لطفا بیخودی چت نکنید وگرنه تاییدی می کنم.
همین.
دوستون دارم
[ ]
+ نوشته شده در ساعت20:15 توسط آیناز تنهـــــا
بعضی وقتا برای رفتن٬بهانه ای جز ماندن نداری٬بهانه ی منم برای رفتن همینه.میرم تا بمونم٬تا زندگی کنم.میرم تا برای همیشه توی قلباتون بمونم٬اسم منو با رنگ عشق روی قلبتون بنویسید.منو قرمز بنویسید که همیشه یادتون باشه قرمز بودم و عاشق٬دلباخته بودم و تنها...میرم برای همیشه چون زندگیم منو تنها گذاشت٬اونی که همه ی وجودم بود دل نازک و کویریم رو شکوند و رفت...رفت تا بگه خیلی شجاعه٬رفت تا بگه دیگه هیچی نیست اما برای من همه چی بود.سرنوشتم ۲ حالت بیشتر نداره٬یا برای همیشه نابود میشم٬یا به آرزوهام میرسم.برام دعا کنید٬دل پاک خیلی هاتون زندگی رو بهم برگردوند٬دنیا رو برام بهشت کرد اما الآن دنیام جهنمه.برام دعا کنید بچه ها٬دعا کنید خدا اونی رو که میخوام بهم برگردونه٬اونی رو که ازم گرفته بهم برگردونه.برام دعا کنید بتونم دوام بیارم٬بتونم زندگی کنم.نمی دونم٬شاید دیگه اسمم هم توی بوم سفید نبینید٬اگه برام دعا نکنید٬از بین میرم٬پس برام دعا کنید٬دعا کنید برگرده٬چون دلم هنوز پیشش گیره٬اگه بره دل منم با خودش می بره و من بدون دلم از بین میرم.هر اومدنی یه رفتنی داره اما دل من اگه بره٬اگه بره اون دنیا دیگه بر نمی گرده.برام دعا کنید٬دعا کنید بازی زندگی رو نبازم٬دعا کنید برگرده...همین.
محسن ازت ممنونم که اجازه دادی طرفدارت باشم٬برات بنویسم و هواتو داشته باشم.ایشالله که موفق باشی و همیشه اون بالا بالاییه باشی.
آقا کیوان بابت همه چی ممنون.بابت حرفات و بابت مردونگیت.به یادتم.
سیاوش برات دعا می کنم اون آرزو بزرگت که هست٬اون برآورده بشه.دوست دارم براد پیت ایرانی!!!
همتونو دوست دارم...برام دعا کنید...برام دعا کنید که نابود نشم و اون برگرده...دعا کنید اون راه غلطه رو نره...برام دعا کنید...برای اونم دعا کنید...
قلبمو دادم دستت که عمری داشته باشی٬ولی زدی شکستیش٬بدون هیچ بهونه٬عزیزم دلت از سنگه٬تو خاطرم می مونه...
برای ماندن٬بهانه ای جز رفتن نیســــت٬میرم که بمونـــــم...
به خاطر همه ی بدیام منو ببخشیـــــــد...حلالــــم کنیــــــد...
محتاج دعاهای قشنگتون...منو دم افطار فراموش نکنید...
یه دلتنگ٬یه عاشق...آیناز
برای ماندن٬بهانه ای جز رفتن نیســــت٬میرم که بمونـــــــــم...
[ ]
+ نوشته شده در ساعت15:40 توسط آیناز تنهـــــا



